نمایش پستها با برچسب نوشتار. نمایش همه پستها
نمایش پستها با برچسب نوشتار. نمایش همه پستها
۱۳۹۲ مهر ۱۷, چهارشنبه
۱۳۹۲ شهریور ۶, چهارشنبه
آب هــای ایــران
هم
میهنان آزاده!
«نــژاده
ایــرانــیــان راســتــیــن و مــیــهــن پــرســت»!
بدونِ
هیچ گونه دودلی باید بدانیم که «آب هــای ایــران» نیز بخشی از جــان و تــنِ «ایــران
گــرامــی تــر از جــان مــان» هستند.
«ایــران»
تنها این «خــاک» نیست.
«ایــران»
این «آب» و «خــاک» است.
گستره
ی راستین «ایــران» کنونی ما از آب های «دریــای هُــرمــز»
و
«شــاخــاب پــارس» در «جــنــوب» آغاز می شود، و در آب های «دریــاچــه ی کــاســپــیــان»
در «شــمــال» و «دریــاچــه ی اورمــیــه» در «شــمــال بــاخــتــری» پایان می پذیرد؛
از
آب های «کــارون بــزرگ» و «کــرخــه» در «جــنــوب» و «ارونــد رود بــزرگ» در «جــنــوب
بــاخــتــری» آغاز می شود، و از «زایــنــده رود» [زنــده رود] و «جــاجــرود» در
«مــیــانــه» می گذرد و در آب های «ســپــیــد رود» و «اَرَس» در «شــمــال» و «زریــنــه
رود» در «شــمــال بــاخــتــری» پایان می پذیرد؛
چاپ
یا نگارشِ «رهنامه (نقشه)ی شــاهــان شــاهــی بــاســتــانــی بــزرگ ایــران»، بدون
«آب هایش»، هیچ گاه و به هیچ روی و با هیچ بهانه یی، درست و پذیرفتنی، و شایسته و پسندیده
و بسوده ی «نــژاده ایــرانــیــان راســتــیــن و مــیــهــن پــرســت» نیست.
از
دست دادن همه یا بخش هایی از «پــهــنــه هــای آبــی ســرزمــیــن گــرامــی تــر
از جــان مــان»، همچون از دست دادن و یا نابودی بخش هایی از «خــاک مــیــهــن گــرامــی
تــر از جــان مــان»، و به همان اندازه، «ناگوار» و «دلخراش» و «جانگداز» و «اندوه
برانگیز» و «دردناک» است.
فراموش
کردن «رودهــا» و «دریــاچــه ها» و «تــالــاب هــا» و «دریــا» و «شــاخــاب» و
«دیــگــر پــهــنــه هــای آبــی ســرزمــیــن گــرامــی تــر از جــان مــان»، همان
فراموش کردن «خــاک» و «جــنــگــل» و «بــیــابــان» و «کــوه» و «کــویــر» و «آبــخــوســت»
(جــزیــره) و «دشــت» و «کــشــتــزار» و «شــالــیــزار» و «بــاغ» و «بــوســتــان»
و «گــلــســتــان» مــیــهــن گــرامــی تــر از جــان مــان است.
هر
کس، در هر جایگاه و پیشه ای و به هر گونه و هر بهانه یی، شوندِ از دست یا از میان رفتن
و ویرانی و نابودی بخشی از «پــهــنــه هــای آبــی ســرزمــیــن گــرامــی تــر از
جــان مــان» شود، «میهن فروش» و «دشمن» به شمار می آید و مانند کسی است که به بخشی
از «خــاکِ ســپــنــدِ ســرزمــیــن و مــیــهــن گــرامــی تــر از جــان مــان»
دست درازی و دست اندازی، و یا بخشی از «خــاکِ ســپــنــدِ ســرزمــیــن و مــیــهــن
گــرامــی تــر از جــان مــان» را ویران و نابود نموده باشد، و باید با همه ی نیرو
و توان در برابرش ایستاد و او را در هم شکست.
همواره
به خودمان و پیرامونیان مان یادآوری و گوشزد نماییم و هشدار دهیم تا مباد - زبان ام
لال - این پاس ها و بخش های پُرارج و ارزشمند و گرامی از «ســرزمــیــن گــرامــی تــر
از جــان مــان» - «آب هــای نــازنــیــن ایــران مــان» - را فراموش کنیم و و از
یاد ببریم. به ویژه در چاپ و نگارشِ «رهنامه (نقشه)ی شــاهــان شــاهــی بــاســتــانــی
بــزرگ ایــران».
و هیچ
گاه و به هیچ روی از یاد نبریم و فراموش نکنیم که :
«...
چو ایــران نباشد، تنِ من مباد ...» *
هم
میهنان ارجمند و گرامی!
«آگــاه»
و «هــوشــیــار» باشید، و «آگــاهــی رســانــی» و «روشــنــگــری» و «یــادآوری»
و «یــاری» نمایید.
همواره
و همیشه
«آزاد»
و «آبــاد» و «ســرفــراز» و «بــالــنــده» و «آرام» و «آســوده» و «خــرم» و «پــیــروز»
و «پــایــنــده» و «جــاویــد» باد «شــاهــان شــاهــی بــاســتــانــی بــزرگ ایــران»؛
و
«تــنــدرســت»
و «آزاد» و «ســرفــراز» و «آرام» و «آســوده» و «کــامــروا» و «کــامــیــاب» و
«شــاد» و «خــوش» و «خــرم» و «پــیــروز» و «پــایــنــده» باشند «نــژاده ایــرانــیــان
راســتــیــن و مــیــهــن پــرســت و آزاده و مــهــربــان» ...
ایـــــدون
بـــــاد ...
با
«مِــهــر» و «اَرج» و «ســپــاس» و «فــروتــنــی»
- عــلــی
اکــبــرزاده -
* پاره
یی از «شــاهــنــامــه»ی زنده یادِ جاویدنام، خواجه «فردوسی توسی»
اشتراک در:
پستها (Atom)
