۱۳۹۲ مهر ۱۷, چهارشنبه

پیشکشی های پروازِ پان اَمِریکَن



به : «آن دخترک که تُنبانِ جین اش را به نِتانیاهو پیشکش می کند» ، و «همه ی هواداران و هم پیاله ها و همانندان اش»!
. . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . .
جدا از شگفتی برانگیز بودنِ این نکته که از میانِ آن همه سخنان «بنیامین نِتانیاهو»، «اُملِتِ همیشه در صحنه» و «پشتیبانان نظام ولایی»، تنها «شلوار جین» را شنیده اند، پرسش این جاست که آیا به راستی دریافتنِ فردید (منظور) «نِتانیاهو» از «پوشیدن یا نپوشیدن شلوارِ جین» برای این «اُملِتِ همیشه در صحنه» و «پشتیبانان نظام ولایی»، تا به این اندازه دشوار است؟! و آیا این «اُملِتِ همیشه در صحنه» و «پشتیبانان نظام ولایی» می پندارند بر روی «اورانوس» یا «نپتون» یا «پولوتون» گام نهاده اند که این گونه فریادشان بلند شده؟!!! ...
البته من می دانم که چرا به «شلوار» گیر داده اند. هر چه باشد «پیروانِ کیش و آیینِ تازیان» را با «بالاتر از کمر» کاری نیست. وگرنه دستِ کم می توانستند به «گوش دادن به خنیا (موسیقی)» - که در سخنانِ «نتانیاهو»، همان کنارِ «پوشیدن شلوار جین» آمده بود - گیر بدهند. ولی خب، دست خودشان نیست، این گونه بار آمده اند. به هر روی، کیش و آیین تازیانه شان، «کیشِ کمر به پایین» است دیگر.
ولی باز هم می پرسم:
آیا به راستی دریافتنِ فردید (منظور) « ِنتانیاهو» از «پوشیدن یا نپوشیدن شلوارِ جین» تا به این اندازه برای شان دشوار است؟!!!
...
ما چه کار به «نتانیاهو» داریم! مهند(مهم) این است که اکنون سخن «ما» و «او» در این زمینه، یکی ست.
البته این «ما» که می گویم، «سبزها» و «بنفش ها» و «قهوه یی ها» و رنگ به رنگ های دیگر را در بر نمی گیرد، و فردید (منظور) از «ما»، «ایرانیان راستین و نژاده» ( ایرانیان واقعی و اصیل) است، همان هایی که این «سامانه ی فرمان روایی» را از پایه و بنیان و به هیچ روی نمی خواهند و در پیِ ویرایش نمودنِ آن نیستند.
مگر می شود از یک «بیمار روانی سیجناک (خطرناک)»، چشمداشتِ ویرایش و بهبود داشت؟! آن هم به گزینش و دست و فرمانِ خودش؟!!!
مگر این که خودمان هم «بیمار روانی» باشیم که از چونان بیماری، چونان چشمداشتی داشته باشیم.
به راستی که نوبرش را آورنده اند این «اُملِتِ همیشه در صحنه» و «پشتیبانان نظام ولایی»! ...
...
من هم از «نتانیاهو» خوشم نمی آید، ولی باید بپذیریم که این یک بار، به راستی سخنان اش مو به مو درست بود. ولی گویا به رگِ نداشته ی گردنِ «اُملِتِ همیشه در صحنه» و «پشتیبانان نظام ولایی» و «هوادارانِ حسن بنفش و جواد تکذیب» برخورده است!
سی و پنج سال نه تنها به جای دیگرمان برخورده است، بل که آن جا را دریده است ولی گویا به هیچ جای این «آغایانِ عَن تِلِک تو لَک» به شمار نمی آید و برنخورده است، و اکنون که یکی آمده دو واژه سخنِ راست (دو کلمه حرفِ حساب) گفته - تنها چون «اسرائیلی»ست و ما از او خوشِ مان نمی آید -، به گمانِ «از ما بَدتران»، می خواهد جلوِ پروازهای «پان اَمریکَن» را که پنداری از همین پسفردا در «فرودگاه مِهرآباد» خواهند نشست تا هم میهنانِ «مَمل آمریکایی گونه» را با خود به «ینگه جهان» ببرند، بگیرد، و به همین شوند، همه یک پا «داش آکُل» شده اند - دور از نامِ «داش آکُل» - و می خواهند خونِ «نِتانیاهو» را به جای «وودکاهای روسی شان» - که «پاپا پوتین شان» برای شان پیشکش می فرستد - بنوشند. به این امید که زین پس، به جای «وودکاهای روسی»، نوشیدنی های آمریکاییِ «پاپا اوباما» را بنوشند.
ما که تنگ چشم (بخیل) نیستیم. بگذارید بنوشند و بخورند. نوش جان شان ...
. . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . .
پ ن : فرتور (عکس) پیوست را «گریبان سیاهانِ اکنون فرمانروا» برای مان فرستاده اند تا به نشانه ی سپاسداری از «پشتیبانانِ نظام ولایی» و «اُملِتِ همیشه در صحنه» و «هوادارانِ حسن بنفش و جواد تکذیب»، به ایشان پیشکش کنیم، و گفتند که: «آن شیشه نوشآبه های زیرِ آن پاهای جین پوش هم بازیافت شدنی (قابل بازیافت) هستند و از آن جا که شمار (تعداد) شیشه ها هم بسیار است، به همه ی پشتیبانان نظام ولایی و اُملِتِ همیشه در صحنه، یکی یک دانه می رسد. و البته این ها هنوز از همان پیشکشی های پاپا پوتین است. پیشکشی های پاپا اوباما در راه است و پسفردا با نخستین پروازِ پان اَمِریکَن، خواهد رسید.»
. . .

هیچ نظری موجود نیست:

ارسال یک نظر